وقتی اینجا برای نوشتن می آیم گویا در غاری در حال نوشتن هستم غاری که با دنیای بیرون چندان ربطیندارد مساله فلسفی نیست فقط این وبلاگ باید ربط و خطی با دوستان و دنیای بلاگ ها پیدا کند بیش از ده روز از اعتراضات مصر می گذرد هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است دموکراسی در کشورهای خاورمیانه در هر صورتی چندان وجدی به وجود نمی آورد.مصر من را به یاد 30 سال پیش خودمان می اندازد.وودی آلن در بارسلونا حرف جالبی می زند هنگامی که در یک رابطه عشقی می گوید من شاید ندانم چه می خواهم اما میدانم چه نمی خواهم.این قضیه برای سیاست ما مصداق عینی و تجربه شده دارد.هنگامی که ما از شرایط خفقان به تنگ می آییم فقط می دانیم چه نمی خواهیم اما نمی دانیم چه می خواهیم.البته شاید جای خوشبینی است که ما 30 سال از مصری ها جلوتر هستیم اما چه انقلاب چه خیزش و حتی چه اصلاحات وقتی که فقط به تنگ آمده باشیم ممکن است ما را از چاله به چاه بیندازد.و همه اینها در خاورمیانه از نهادی نشدن و سطحی بودن دموکراسی و جامعه باز ریشه می گیرد.با این حال برای مصری هایی که این شب ها پشت سنگرهای میدان تحریر می خوابند آرزو می کنم که روزی دست پر به خانه هایشان برگردند با یک دموکراسی و آزادی پایدار.به قول آیزایا برلین آزادی مثبت وهم آزادی منفی.آزادی منفی یعنی رها بودن از آنچه نمی خواهی و آزادی مثبت یعنی دارا بودن آنچه می خواهی