
پس از مدتها بنا به معمول اینجا می نویسم ما گاهی می نویسیم تا فراموش کنیم و گاهی تا به یاد آوریم شاید کمتر چیزی این مدت بوده تا انگیزه یکی از این دو باشدامروز روز عروسی بود یک عروسی سلطنتی دیشب که یک مقاله در همین مورد می خواندم فکر می کردم چرا همه جای دنیا در عین حالیکه به شاهان لعنت می فرستنداما این همه هم دوستشان دارند شاید این هم نوعی حس پرستش است که در ناخوداگاه بشر به هرحال هست اما در دنیای غرب پادشاهی همان نقش سلبریتی ها را بازی می کند چیزی که آمریکاییها در نبود سلطنت آن را اختراع کرده اندو ظاهرا این عروسی هم برایشان خیلی جالب بوده و از آنطرف تکه پرانی های زیادی کرده بودند بقول یکی از آنها ما با دو جنگ از شر این انگلیسی ها خلاص شدیم در جنگ جهانی دوم هم نجاتشان دادیم حالا ملکه با حسابهای شخصی اش می تواند کل رکود اقتصادی آمریکا یونان و اسپانیارا بخرد جالب آنکه یک انگلیسی کامنت گذاشته بوداگر شما در کنار یک مزرعه نگهداری خوکها زندگی کنید کم کم به بوی گند آن عادت می کنید بگذریم این موضوع تا حدی هم خسته کننده است بگذریم که امروزخودم یک پا سر میز خودمان یک پا سر سرویس عکس فیلم عروسی می دیدیم اما در نهایت بوسه بالکنی آنها را از دست دادم
No comments:
Post a Comment