Saturday, April 2, 2011

اینجا یا آنجا

این اولین سالیست که روز سیزده سرکار می آیم دلم پیش جمع خویشان و دور همی سیزده شان هست اما راستش ترجیح دادم سرکار بیام فراغت در ایران چیز کشدار و بی دروازه ایست هرچه هم برنامه برای خودت جور کنی آخرش پر از پرتی است حالا سال دیگری در پیش است باید خیلی کارها کرد و به دورهایی که تابحال بوده است پایان داد یکی از شبهای عید جمع شادی با بچه های فامیل داشتیم دهه پنجاه و شصتی ها نه بحثی از سیاست بود نه کار نه درس گویا همه ترجیح می دادند در فضای نورو موسیقی گم شوند اما جالب بود بسیاری که می رفت تا مدتها بعد دوباره هم را ببینیم یا نه به هم از لابالای حرکتها وگذرها و صداها خیره می شدند در نیم نگاهها انگار همه آنچه بر دیگری در این سالها ی گذشته فلش بک کوتاهی زده می ش و هرکس با خود می پرسیداکنون او کجاایستاده است ما در آنشب شاد بودیم اما فردای آنروز تصویر دیگری برایم تداعی شدگویا هریک از ما ققنوسی بود که می گشت تا از خاکستر خود تولدی دوباره پیدا کند کسی نمی داند هرکدام از ما سال دیگرکجاییم اما به قول پسرعمویم حالا اینجا یا آنجا امیدوارم باز هم هم را ببینیم।

1 comment:

  1. ایشالا.خوش و خرم باشی نازنین

    ReplyDelete